تأثیر سبک‌های فرزندپروری بر سلامت روان نوجوانان
دوره 2، شماره 2 (تابستان)، 1405، صفحات 19 - 37
نویسندگان : مرضیه بختیاری* 1
1 - کارشناس ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران
چکیده :
دوره نوجوانی یکی از حساس‌ترین مراحل تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی در طول زندگی انسان است که با تغییرات زیستی، روانی و بین‌فردی شگرفی همراه می‌باشد. سلامت روان نوجوانان به عنوان یکی از اولویت‌های نظام‌های سلامت عمومی در سراسر جهان مطرح است و شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که حدود ۱۴ درصد از نوجوانان در سطح جهانی از اختلالات روان‌شناختی رنج می‌برند. در میان عوامل متعدد تأثیرگذار بر سلامت روان نوجوانان، سبک‌های فرزندپروری به عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های محیطی و بافتاری نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام‌مند و تحلیل انتقادی یافته‌های علمی پیرامون تأثیر سبک‌های فرزندپروری بر سلامت روان نوجوانان انجام شده است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر مدل چهارگانه بامریند (شامل سبک‌های مقتدرانه، مستبدانه، سهل‌گیرانه و بی‌توجهانه) و نیز نظریه دلبستگی و جامعه‌پذیری هیجانی است. یافته‌های حاصل از مرور ۲۳۱ مطالعه در قالب چندین فراتحلیل نشان می‌دهد که سبک فرزندپروری مقتدرانه با کمترین میزان نشانه‌های درونی‌سازی شده (همچون اضطراب و افسردگی) و بیرونی‌سازی شده (همچون پرخاشگری و بزهکاری) در نوجوانان همراه است. در مقابل، سبک‌های مستبدانه و کنترل‌گر روان‌شناختی با اندازه اثر تجمعی ۲۴/۰ تا ۲۹/۰ با افزایش نشانه‌های درونی‌سازی و بیرونی‌سازی رابطه دارند. همچنین سبک فرزندپروری سهل‌گیرانه با استرس بیشتر و سبک بی‌توجهانه با بالاترین میزان آسیب‌پذیری روان‌شناختی همراه بوده است. بررسی نقش تعدیل‌کننده متغیرهایی نظیر جنسیت نوجوان، سن، حساسیت محیطی، فرهنگ و منطقه جغرافیایی نشان داد که تأثیر سبک‌های فرزندپروری بر سلامت روان در بسترهای فرهنگی مختلف متفاوت است و نقش پدر در برخی جوامع مانند چین، تأثیر بیشتری نسبت به مادر دارد. همچنین یافته‌ها حاکی از آن است که رابطه بین سبک فرزندپروری و سلامت روان از طریق متغیرهای میانجی همچون خودشفقتی، عزت‌نفس و حساسیت به فشار همسالان تبیین می‌شود. بر اساس نتایج این پژوهش، طراحی و اجرای برنامه‌های مداخله‌ای مبتنی بر ارتقای مهارت‌های فرزندپروری مقتدرانه و کاهش رفتارهای کنترل‌گرانه روان‌شناختی، می‌تواند نقش مؤثری در پیشگیری اولیه از اختلالات روان‌شناختی در نوجوانان ایفا کند.