-
روانشناسی
-
علوم تربیتی
-
علوم اجتماعی
سیمای روان شناختی مادرانِ کودکان مبتلا به اضطراب جدایی بررسی همبستگی بین سبک فرزندپروری و علائم اضطرابی مادر
دوره 2، شماره 2 (تابستان)، 1405، صفحات 102 - 121
1 - کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان. دانشگاه تبریز
چکیده :
مقدمه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی در دوران کودکی است که پیامدهای قابل توجهی برای تحول و استقلال کودک دارد. پژوهش های پیشین نشان داده اند که عوامل خانوادگی، به ویژه ویژگی های روان شناختی مادر و سبک فرزندپروری او، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری و تداوم این اختلال ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های اندکی به بررسی نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری در رابطه بین اضطراب مادر و اضطراب جدایی کودک پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی بین سبک های فرزندپروری و علائم اضطرابی مادر در مادرانِ کودکان مبتلا به اضطراب جدایی انجام شد و به ویژه نقش واسطه گری سبک فرزندپروری در این رابطه مورد آزمون قرار گرفت. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان ۶ تا ۸ ساله مبتلا به اختلال اضطراب جدایی در شهر تهران بود که از میان آن ها ۲۱۷ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل نسخه والدین مقیاس سنجش اضطراب جدایی (هان و همکاران، ۲۰۰۳)، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (۱۹۷۱) و پرسشنامه استاندارد شاخص تنیدگی والدینی (آییدین، ۱۹۸۳) بود. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک فرزندپروری و علائم اضطرابی مادر با اضطراب جدایی کودک همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین، اضطراب مادر با هر دو سبک فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه رابطه مثبت و با سبک مقتدرانه رابطه منفی داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که سبک فرزندپروری می تواند به عنوان یک مکانیسم واسطه ای در رابطه بین اضطراب مادر و اضطراب جدایی کودک عمل کند. این یافته ها تلویحات مهمی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی در زمینه اختلال اضطراب جدایی کودکان دارد.
کلمات کلیدی :
- 1405/05/05
- 1405/05/20
- 1405/06/11
- 43
- 29
.jpg)