-
روانشناسی
-
علوم تربیتی
-
علوم اجتماعی
.jpg)
آموزش مدیران مدارس در قرن ۲۱ : تحلیل تطبیقی برنامه های تربیت مدیر در فنلاند ،کانادا و ایران
دوره 1، شماره 2 (زمستان)، 1404، صفحات 43 - 59
1- دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی،واحد مرودشت،دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
2- استادیار ، گروه علوم تربیتی،واحد مرودشت ،دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
چکیده :
مقدمه و مسئله: در قرن بیستویکم، مدیران مدارس دیگر صرفاً مجریان دستورات اداری نیستند، بلکه رهبران تحولآفرین یادگیری به شمار میروند. با این حال، نظامهای تربیت مدیر در بسیاری از کشورها از جمله ایران، همچنان بر شایستگیهای سنتی متمرکز هستند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی برنامههای تربیت مدیران مدارس در سه کشور فنلاند، کانادا و ایران به منظور شناسایی شکافها و ارائه راهکارهایی برای بهبود نظام ایران است.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تطبیقی-تحلیلی مبتنی بر الگوی بردی (مراحل توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه) انجام شده است. دادهها از طریق بررسی اسناد بالادستی، گزارشهای ملی و بینالمللی و پژوهشهای معتبر مرتبط با برنامههای تربیت مدیران گردآوری شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که فنلاند با تأکید بر رهبری مشارکتی، کارورزی طولانی مدت و استقلال حرفهای مدیران، و کانادا با رویکرد گواهینامههای اجباری، بازآموزی مستمر و شایستگیهای عدالت محور، الگوهای موفق و عملگرایی ارائه میدهند. در مقابل، برنامههای تربیت مدیر در ایران عمدتاً نظریهمحور، متمرکز بر آزمونهای اداری و فاقد کارورزی مؤثر در بافت واقعی مدرسه است. همچنین، در ایران پیوند ضعیفی بین آموزش دانشگاهی و نیازهای میدانی مدارس مشاهده میشود.
نتیجهگیری و پیشنهادها: برای همگام شدن با تحولات قرن ۲۱، ایران نیازمند گذار از تربیت مدیرِ مجری به تربیت رهبر یادگیرنده است. پیشنهادهای اصلی عبارتند از: طراحی برنامههای مبتنی بر کارورزی عملی در مدرسه، تأکید بر رهبری توزیعی و اخلاقی، بازنگری در شیوههای گزینش و ارزشیابی شایستگیهای مدیران، و برقراری نظام بازآموزی مستمر حرفهای به سبک کانادا. سرمایهگذاری روی تربیت مدیران اثربخش، تأثیر مستقیمی بر کیفیت یادگیری دانشآموزان و تحقق عدالت آموزشی دارد.